دوره پروانگی

چله پروانگی


درس سی و دوم: قانون پذیرش

 

ای در میان جانی و جان از تو بی‌خبر                          از تو جهان پر است و جهان از تو بی‌خبر

یاد تو در خیال و خیال از تو بی‌نصیب                         نام تو بر زبان و زبان از تو بی‌خبر

 

سلام عرض میکنم خدمت خانم‌های گل🌺🌺

خانم‌های عزیز؛ دوستان همراه و همدل در دوره پروانگی

امیدوارم که آماده باشین برای شنیدن یک مبحث دیگه از مباحث این دوره.😊
امروز میخوام راجع به یک سوال مهم و شاید از نظر شما تکراری صحبت کنم.

سوالی که خیلی‌ها در درون‌شون از خودشون میپرسند یا به گوش‌شون میخوره.🤔🤔

  • خوشبختی چیه؟

  • آیا احساس خوشبختی میکنی؟
  • آیا احساس رضایت داری؟
شاید این سوال بارها به گوش‌تون خورده و به درون خودتون مراجعه کردین.
و گفتین: آیا واقعا من خوشبختم؟ مفهوم خوشبختی چیه؟🧐🧐

دوستان شاید برای این سوال پاسخ‌های متفاوتی باشه.

اما پاسخ اصلی که وجود داره و واقعی‌ست. اینه که در قوانین کاینات و قوانین جهان هستی، خوشبختی مساوی با میزان رضایته. میزان رضایت از حال، زندگی و شرایط موجود.😊

🔰🔰🔰🔰

چرا اینو میگم؟

چرا نمیگم خوشبختی مساوی هست با سلامت تن، پول، ثروت، مقام یا علم زیاد؟

چون خیلی دیده شده که خیلی از افراد تمام این مواردی رو که براتون نام بردم رو دارن. اما باز احساس خوشبختی ندارن.😱

یعنی خیلی اساتیدی داریم که از لحاظ علمی در جایگاه خیلی بالایی هستن. اما از شرایط شون باز راضی نیستن.☹️ حتی خیلی از افرادی رو هم داریم که از لحاظ مالی در شرایط خیلی عالی هستن. اما از شرایط‌شون راضی نیستن.☹️

خیلی از افرادی رو داریم که حتی در سنین بالا از سلامت جسم برخوردار هستن. اما وقتی که باهاشون صحبت میکنی، باز از زندگی‌شون احساس رضایت  ندارن.☹️

با توجه به همه‌ی این موضوعات نتیجه، این هستش که:

میزان خوشبختی = میزان رضایت و پذیرش افراد

🔰🔰🔰🔰

حالا چطوری میشه که ما در کل زندگی این احساس رضایت رو داشته باشیم؟!؟

اگر ما این احساس رضایت و پذیرش رو داشته باشیم، پس داریم به مفهوم خوشبختی نزدیک میشیم.😊

زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست. چون پشت این لحظه، لحظه‌ی بعدی و بعدی و بعدیه.

اگر که شما میخواین در کلیت زندگی‌تون احساس رضایت کنید. باید تمرین کنید اول از همه در لحظه‌‌ی حال احساس رضایت داشته و راضی باشید.

مثل این میمونه که ما در بازی دومینو یک مهره‌ای رو کج بچینیم. در این صورت با یک اشاره همه مهره‌ها میافتن و اصلا کنار هم قرار نمیگیرن تا بازی دومینو ساخته بشه.

اگر شما در گام اول یعنی لحظه حال و اکنون احساس رضایت نداشته باشید. این احساس نارضایتی رو به لحظه بعدی منتقل کردی و لحظه بعدی رو به بعدی و بعدی. و این لحظات در کنار هم عمر شما رو میسازن.

اگر که تصمیم بگیرین در همین لحظه‌ای که هستین با تمام شرایطی که هست.

ناخوشیه، از لحاظ مالی در مضیقه بودنه، شرایط روابطه، شرایط کاره، تنهاییه یا هر چیزی که هست.

این لحظه رو بپذیر و احساس رضایت و آرامش کن.

💫این حلقه خوشبختی رو ایجاد کن و به حلقه بعدی وصل کن و حلقه بعدی رو به بعدی و بعدی.🥰🥰
شما در کنار همدیگه زنجیری از احساس رضایت رو پدید اوردی. در این صورت میبینی که احساس شادی میکنی.
خیلی جالبه که این حس شادی ویروسیه. یعنی خیلی راحت منتقل میشه. انرژی این حس منتقل میشه به اتفاقات زندگی‌تون.
و اون وقت میبینید که در شرایطی که خیلی هم شرایط عالی هم ممکنه نباشه از نظر دیگران.
اما شما در اون لحظه و شرایط فکر میکنید که بهترین شرایط دنیا رو دارید.🤩🤩

 

🌀شاید در داستان‌ها و نکات اخلاقی شنیده باشین که میگن یک فرد خیلی فقیری رو دیدیم که با اینکه یک تکه نانی میخورد و یک لباس ژولیده‌ای تنش بود اما وقتی از او درمورد زندگی سوال کردند. گفته که من از زندگیم راضیم.

یا کسانی رو دیده‌اید که ثروت‌های زیادی داشتن ولی باز هم از شرایط زندگی‌شون راضی نبودن. چون این‌ها از چیزی که داشتن احساس رضایت نداشتن و همیشه دنبال بعدی و بعدی بودن.

➕کسی که در لحظه اکنون راضی میشه در لحظه بعدی هم راضی میشه:

او لحظه لحظه احساس شادی و رضایت کرده اما بعد میبینه که چند ساله احساس شادی و رضایت در زندگی داشته با اینکه شرایطش هیچ تغییری نکرده.😉🙂

من میخوام روی این موضوع اصرار کنم.

🔆شاید شما در یک شرایطی که همیشگی هست. همیشه بودید و الانم هستید و در آینده هم خواهید بود.
با احساس‌های متفاوت زندگی کنید و اون موقع زندگی رو از دریچه دیگری ببینید.
به همین دلیل هستش که دانشمندان ذهنی به لحظه اکنون میگن لحظه ابدی اکنون.
❇️شرط رضایت اینه که در لحظه ابدی اکنون راضی و شاد باشی.
حال باید تصمیم بگیری که این احساس رضایت، شادی و پذیرش رو در خودت واقعا ایجاد کنی.

البته کار ساده‌ای نیست اما اگر تمرین کنیم، بهش میرسیم.

تمرینش به چه صورته؟

تمرینش در حقیقت مثل یک رفتار مراقب‌گونه میمونه. یعنی من مراقبت میکنم از رفتارم و از لحظه‌م تا در اون لحظه احساس رضایت داشته باشم.

مثلا وقتی که من دارم آشپزی میکنم، همون لحظه فقط به عمل آشپزی فکر کنم. و به گذشته و آینده نرم و ذهنم رو در لحظه حال نگه میدارم.  فکرم رو به هزار جای مختلف نمیفرستم چون وقتی میفرستم در واقع دارم انرژی‌مو تقسیم میکنم.

این انرژی رو در همون لحظه نگه میدارم و از اون لحظه احساس رضایت و شادی دارم .و به هیچ چیز دیگه به غیر از اون کاری که دارم انجام میدم فکر نمیکنم. این باعث میشه که انرژی‌های پنهان کارها رو دریافت نکنیم. و از همون انرژی که داریم برای کارهای مفیدمون استفاده کنیم و انرژی‌مونو هدر ندیم.

خب میخوام یک تمرینی بهتون بدم:

این تمرین رو برای تمام اعمال‌مون میتونیم انجام بدیم. حتی اگر هیچ کاری انجام ندیم؛ ما مراقبه‌ی لحظه حال رو میتونیم برای نفس کشیدن‌مون هم انجام بدیم.😏

💠ببینید دوستان پیدا کردن اون احساس خوشبختی و حضور در لحظه حال و پذیرش شرایط چیزی نیست که به یک باره اتفاق بیافته. یا اگر اتفاق افتاد ما اینو بتونیم انقدر بهش مسلط بشیم که این لحظه‌ها رو به هم وصل کنیم و در وسط زنجیر نزاریم که وقفه‌ای بیافته. که این خیلی تمرین میخواد.💠

📚بهتون پیشنهاد میدم که کتاب نیروی حال استاد اكهارت تول رو مطالعه کنید. مباحث و سمینارهای تو زمینه بحث درک لحظه حال هست رو برید مطالعه کنید. سعی کنید خودتون رو تو این زمینه قوی کنید. چون اگر این زنجیر وسطش وقفه بیافته باید از اول شروع کنید.

یعنی چی؟🤔🤔

🔶یعنی من شروع میکنم تمریناتی رو انجام میدم برای حضور در لحظه حال و اون  احساس خوشبختی و آرامش. بعد یک وقفه و اتفاقی میافته و من ارتعاشم میاد پایین و دوباره احساس بدبختی و ناامیدی و یاس میکنم. بعد که دوباره میخوام برگردم سر اون تمرین لحظه حال و پذیرش. میبینم که خیلی عقب موندم و خیلی از اون تمریناتم جدا شدم.

و باید از صفر شروع کنم و خیلی زمانم از دست رفته. میبینم که دوباره برگشتم سر خونه اول. مثل این میمونه که جاده‌ای رو رفتیم و بعد وسط راه متوجه میشیم که یک وسیله‌ای رو نیاوردیم. بعد برگردیم و اون وسیله رو برمیداریم. در این صورت دوباره باید از اول شروع کنیم.

🔸حالا شما مسیری رو رفتین و روی خودتون کار کردین. وقتی وقفه ایجاد میشه و سطح ارتعاش میاد پایین. دوباره باید برگردین و از اول شروع کنید.

باید سعی کنیم این زنجیرها رو به هم متصل کنیم: یعنی لحظه‌های احساس رضایت داشتن رو انقدر به هم متصل کنیم که این‌ها مجموعا عمر ما رو تشکیل بده.

📌یک نکته دیگر در بحث قانون پذیرش:

شما تصور کنید که میخواین یک کوهی رو برید بالا. تا زمانی که در کوهپایه ایستادین همه خونه‌ها بزرگن و آدم‌ها، ماشین‌ها، وسایل و اشیا همه در سایز واقعی خودشون هستن. هر چقدر که به سمت قله حرکت میکنید. میبینید که تمام چیزهایی که در منظر اول به نظر شما خیلی حتی بزرگتر میومدن از چیزی که وجود داشتن.

یعنی شما فکر میکردین که چقدر شما کوچیکین و اونا چقدر بزرگن. وقتی که شما پله‌ها رو میرید بالا و بالاتر و کوه رو به سمت قله میرید. میبینید که همه برای شما مثل نقطه شدن. کوچیک و حقیر شدن.

 

در بالای هر قله‌ای که بایستید، تمام جهانی که زیر پای شماست، خیلی کوچیک، حقیرانه و ریز هستش.

 

شما باید در پذیرش شرایط، همیشه از قله نگاه کنید. یعنی از بالا به زندگی‌تون نگاه کنید. فکر کنید که بیرون ایستادید و دارید خودتون، زندگی‌تون و شرایط‌تون رو میبینید.

وقتی این اتفاق میافته و نگاه از بیرون دارید. یعنی وقتی از بیرون دارید موقعیت، شرایط و زندگی‌تون رو نگاه میکنید. اون مقاومته شکسته میشه. پذیرش اتفاق میافته و میگید که این چیزی نیست که.

  • اصلا در این جهان هستی این مشکل من چیزی نیست که.
  • این شرایط خاص من که چیزی نیست که.
  • خیلی کوچیکه و خیلی حقیرانه ست.

 

وقتی مقاومت شکسته میشه و پذیرش اتفاق میافته، شما به احساس رضایت خیلی نزدیک میشید.

 

📝 بریم سراغ تمرین📝

شما میتونید این تمرین رو برای هر کاری که دارید انجام میدید، تست کنید.

من از چای درست کردن شروع میکنم. شما فکر کنید میخواید یک چای دم کنید. برای خودتون بریزید و بعد نوش جان کنید. پروسه این چای دم کردن شاید 5-10 دقیقه طول بکشه. شما تمرین میکنید و دوباره مراقبه میکنید. شرط میزارید در این زمانی که برای خودتون تعیین کردید به هیچ چیز دیگه جز چای درست کردن  فکر نکنید.

میاید شروع میکنید.

کتری رو آب پر میکنید. روی شعله قرار میدید.

استکان‌ها یا لیوان‌هاتون رو آماده میکنید. وسایل سرو چای رو آماده میکنید.

منتظر میشید که چای‌تون دم بکشه. اون رو میریزید. بعد اون رو میارید و میل میکنید.

در طول این مدت 10 دقیقه‌ای که برای خودتون در نظر گرفتید.

🔖تمرین این هست که به هیچ چیز جز اون کاری که دارید انجام میدید، فکر نکنید.

یعنی من همزمان که دارم کتری رو آب پر میکنم، به فکر این نیستم که الان ناهر چی درست کنم؟ یا جواب تلفن فلانی رو چی بدم؟ یا به فکر این نیستم که وااای یادش بخیر الان پارسال چی شد. به این فکر نمیکنم که وای اگر سال دیگه صاحبخونه بگه از اینجا پاشین، باید چی کار کنیم؟

ببینید در اون 10 دقیقه فقط به عمل چای دم کردن و چای ریختن فکر میکنید. به اون رفتارتون نگاه میکنید.

فکر میکنید یک مشاهده‌گری هستید که از بیرون ایستاده و و داره مراسم چای دم کردن شما رو میبینه و مشاهده میکنه.

سعی میکنید در اون لحظه به هیچ چیزی فکر نکنید. فکر و انرژی رو به گذشته و آینده نمیفرستید و در لحظه حال اون رو ذخیره میکنید.

فکر کنید یک پارچ آب دارید که هی اون رو نصف میکنید. نصف شو میریزید برای گذشته و نصف دیگر رو میریزید برای آینده و چیزی برای حال نمیمونه.

اما میخوایم تمرین کنیم این پارچ آب، این انرژی‌مون در همین لحظه بمونه.

چای رو میریزید بادقت و آرامش. و هر جرعه‌ای که از چای میخورید به اون فکر میکنید.
به اون طعمش فکر میکنید و لذت میبرید. فکر میکنید این چای چقدر مزه و طعم خوبی داره.🥰🤩
و بهترین چای عمرتون هستش که دارید میخورید. بعد از اینکه این 10 دقیقه تموم شد.

📝حس و شرایط‌تون رو بنویسید و انرژی اون لحظه رو دریافت کنید که در اون لحظه چه حسی و انرژی به شما داده.

بعد این رو سعی کنید به مرور برای هر عمل‌تون تمرین کنید و انجام بدین.
ناخودآگاه بعد یک مدت میبینید که شما مجموعه‌ی اعمال‌تون در حال قرار گرفته.

از اینکه این بحث انقدر طولانی شد، عذرخواهی میکنم. البته طولانی‌تر هم میشد که بشه ولی دیگه تا همینجا کافیه برای این بحث.

امیدوارم که در لحظه حال باشید و پذیرش و رضایت داشته باشید تا به احساس خوشبختی برسید.😍😍

آرزوی موفقیت و سربلندی براتون دارم.✨🌈

نادری هستم؛ «شبنم نادری»

تمرین درس سی و دوم

قانون پذیرش

چله پروانگی


 فایل صوتی درس بیست و دوم را از اینجا دانلود کنید:⇓

0:00
0:00

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
40 ⁄ 20 =